حدیث غدیر فراتر از واقعه تاریخی

حدیث غدیر را به عنوان یک حادثه تاریخی نگریستن مجهول گذاشتن خیلی از سوال ها و حقیقت هاست در تاریخ. غدیر اتمام حجت ایست وحیانی بر انسان؛ غدیر توجه دادن انسان است بر علوم وحیانی و اوصیائی و در آخر غدیر اتمام حجتیست بر هدایت خلق در پهنای تاریخ و در ژرفای عقول.

وجه تسمیه و محل غدیر خم:
غدیر گودال آب است كه بعد از گذشتن سیل بر جای می ماند و به زودی خشك می شود. فعیل به معنی مفعول است یعنی بر جای مانده (مغدور) یا فعیل به معنی فاعل است یعنی خیانت كننده (غادر و غدار) چون در وقت حاجت خشك می شود و به تشنگان خیانت می كند. غدیر خم نام واحه یی در سه میلی جحفه است كه قبایل خزاعه و كنانه در زمان جاهلیت در آن جا منزل می كردند. خم به معنی بدبوست. گویند هوای غدیر خم آن قدر ناسازگار است كه هیچ كودكی در آن تا سن بلوغ زنده نمی ماند مگر آن كه به جای دیگر برود. جحفه بر وزن غرفه آبادیی است در اراضی ساحلی حجاز در جنوب شرقی رابغ بین مكه و مدینه (بین خلیص و بدر) كه به بدی آب و هوا شهرت دارد. این محل، میقات حاجیان شام و مصر و عراق بود كه از راه دریا به حجاز می رسیدند. ولی امروز متروك است و حاجیان در منزل رابغ احرام می بندند (قاموس؛ مجمع البحرین؛ المنجد؛ تهذیب الصحاح؛ اخبار مكه، ازرقی، 2/310؛ حواشی سیره ابن هشام، 1/9).

اهمیت غدیر خم؛ اهمیت غدیر برای شیعیان بدان سبب است كه رسول الله (ص) در آنجا امیرالمؤمنین علی (ع) را به ولایت و خلافت منصوب نمود. از این رو آنان دوری راه و بدی آب و هوا را تحمل می كنند و حتی المقدور خود را به جحفه و غدیر خم رسانده در آن جا احرام می بندند. اخیرا هم مسجدی در آن جا ساخته اند (خاطرات سفارت و سرپرستی حج، از نویسنده).

حدیث غدیر كه یکی از قوی ترین نص و معتبرترین سند ولایت و خلافت علی (ع) است بدین شرح است:
رسول الله (ص) در اواخر سال دهم هجری كه دوران غزوات سپری شده و اكثر قبایل عرب به اسلام گرائیده بودند عازم حج گردید. این تنها حج او بعد از هجرت به مدینه بود ـ فریضه حج در سال نهم هجری واجب گردید ـ از این رو آن را حجة الاسلام و حجة الوداع نامیدند. به علاوه چون به حكم وحی الهی ولایت علی (ع) را ابلاغ و در نتیجه دین را كامل و نعمت را تمام فرمود آن را حجة الوداع و حجة الكمال و حجة التمام گفتند.

در این سفر زوجات و اهل بیت پیغمبر (ص) و وجوه مهاجرین و انصار و تعداد بسیاری از اهالی مدینه و حومه آن همراه بودند. رسول الله (ص) در مدینه به جامه احرام در آمد و روز پنجشنبه پنج روز مانده از ذی قعده بعد از نماز ظهر از شهر بیرون آمد و به ذوالحلیفه بیرون مدینه منتقل گردید. چون امر شده بود كه هر كس بتواند باید كه در این سفر همراه باشد با آن كه بیماری حصبه (یا آبله) در منطقه مدینه شیوع داشت و عده ای بیمار بودند لااقل 90 هزار ـ یا 114 یا 124 هزار ـ نفر به معیت رسول الله (ص) عزیمت كردند. تعدادی هم بین مدینه و مكه ضمیمه شدند مانند عشایر سر راه و آنان كه همراه امیرالمؤمنین (ع) و ابوموسی اشعری از یمن باز می گشتند. سفر به مكه ده روز و به قولی هشت روز طول كشید و رسول الله (ص) بعد از عبور از منازل یلملم، سیاله، عرق الظبیه، روحاء، منصرف، متعشی، اثابه، عرج، سقیاء، ابواء، جحفه، قدید، غمیم، مر الظهران و سرف روز یكشنبه چهارم یا سه شنبه ششم ذیحجه وارد مكه گردید و مناسك حج را به شرحی كه در كتب سیره مسطور است به جای آورد (طبقات الكبیر، ابن سعد، 3/255؛ امتاع الاسماع، مقریزی، 4/510؛ الغدیر، امینی، 1/9؛ سیره ابن هشام، 2/601؛ السیرة الحلبیة، حلبی، 3/283؛ درر الفوائد، جزایری، 73).

خطبه غدیر:
در راه بازگشت به مدینه (روز 18 ذیحجه سال دهم هجرت) وقتی رسول خدا (ص) به منزل غدیر خم رسید فرشته خدای بر او نازل گشت و این آیت را در شأن امیرالمؤمنین علی (ع) ابلاغ نمود: یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمك من الناس… (مائده، 67) یعنی: ای پیغامبر فرستاده، برسان آن چه فرو فرستاده شده است به تو از خدای تو اگر نرسانی چنان است كه هیچ یك از پیغامهای خدا را نرسانیده باشی. خدا ترا از مردمان نگاه می دارد…

برای اجرای امر الهی رسول خدا دستور داد حاجیانی را كه از پیش رفته بودند و آنان كه هنوز حركت نكرده بودند توقف كنند سپس فرمود در محل غدیر خم، محوطه ای را كه پنج درخت سمره (خارین) در اطراف آن بود از خس و خاشاك ستردند و روی درختها سایبان گستردند. روز پنجشنبه هجدهم ذی حجة رسول الله (ص) ، نماز ظهر را پیشاپیش مسلمانان در آن محل بگزارد. آفتاب به قدری سوزنده بود كه مردم قسمتی از ردای خود را زیر پا می افكندند و قسمتی را روی سر می كشیدند.

بعد از نماز بر منبری از جهاز شتران كه در وسط جمعیت آماده شده بود بالا رفت و خطبه مبسوطی در شرح وظائف مسلمانان و مناقب اهل بیت ایراد نمود متن كامل این خطبه را سپهر در ناسخ التواریخ (1/495) نقل كرده است. در پایان خطبه، رسول الله (ص) دو بازوی علی را گرفته برافراشت به طوری كه زیر بغل هر دو پیدا شد.

آن گاه فرمود: ایها الناس من اولی الناس بالمؤمنین من انفسهم؟ ای مردم چه كسی از جان مردمان به ایشان از خودشان (نزدیكتر) و سزاوارتر است؟ همه گفتند : خدای و رسول او بهتر می دانند. پیغمبر فرمود: ان الله مولای و انا مولی المؤمنین و انا اولی بهم من انفسهم، فمن كنت مولاه فعلی مولاه (یقولها ثلاث مرات و فی لفظ احمد اربع مرات) ثم قال: اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و احب من احبه و ابعض من ابغضه و انصر من نصره و اخذل من خذله و ادر الحق معه حیث دار. الا فیبلع الشاهد الغایب» یعنی خدای مولی و سرور من است و من مولی و سرور مؤمنانم و بر مؤمنان از جانشان به ایشان سزاوارترم. هر كه را من مولی و سرورم پس علی نیز مولی و سرور او است (این سخن را سه بار و به قول امام احمد بن حنبل چهار بار مكرر فرمود)

سپس گفت: خدایا طرفدار كسی باش كه طرفدار علی باشد و خصم آن باش كه با او بستیزد. دوست بدار هر كه او را دوست دارد. و دشمن بدار هر كه او را دشمن دارد و یاری كن هر كه او را یاری كند و خوار بدار هر كه او را خوار بدارد و بگردان حق را با او هر جا كه او می گردد به هوش باشید باید هر كس در اینجا حاضر است این سخن را به غایبان برساند (اسباب النزول، واحدی، 150؛ فضائل الخمسة، فیروزآبادی، 1/388؛ تفسیر كشف الاسرار، میبدی، 3/181؛ و عموم تفاسیر شیعه مانند تفسیر ابوالفتوح و مجمع البیان، وافی، مجمع الزوائد، هیثمی، 9/156؛ ثمار القلوب، ثعالبی، 511).

به محض این كه خطبه و ابلاغ رسول الله (ص) به پایان رسید هنوز مردم متفرق نشده بودند كه این آیت نازل گشت: «… الیوم اكملت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتی و رضیت لكم الاسلام دینا…» یعنی: امروز دین شما را برای شما به كمال رساندم و نعمت خود را بر شما تمام كردم و از این كه اسلام دین شما است خشنود گشتم (مائده، 3).

پیغمبر (ص) پس از دریافت این وحی فرمود: «الله اكبر علی اكمال الدین و اتمام النعمة و رضی الرب برسالتی و الولایة لعلی بعدی» از همه بزرگتر است آن خدایی كه دین را كامل و نعمت را تمام فرمود و از رسالت من و ولایت علی بعد از من خشنود است. سپس سراپرده ویژه ای برافراشتند و به امر رسول الله (ص) مردان و زنان، از جمله زنان پیغمبر (ص) در محضر او با علی بیعت كردند.

بعد از این مراسم به دست خود عمامه ای بر سر علی نهاد و دنباله آن را پشت سرش مرتب كرد. این تكریم را كه در موارد استثنائی و هنگام انتصاب به امارت انجام می شد «تتویج» یا تاجگذاری می گفتند. بعد از این مراسم، بزرگان صحابه به تهنیت علی پیش آمدند. مقدم بر همه ابوبكر و عمر بودند كه گفتند: «هنیئا لك (به قولی بخ بخ لك) یا ابن ابی طالب، اصحبت مولی كل مؤمن و مومنة» گوارا باد ترا ای پسر ابوطالب. به به از این نعمت صبح می كنی و شام می كنی در حالی كه مولای همه مردان و زنان با ایمان شده ای. ابن عباس گفت: به خدا سوگند كه اكنون پیمان تو بر گردن همه واجب گردید. حسان بن ثابت شاعر خاص رسول الله (ص) نیز قصیده ای در تهنیت مراسم غدیر از جایگاهی رفیع با صدای بلند انشاء نمود كه مورد تحسین و استقبال آن حضرت واقع شد. شش بیت ذیل از آن قصیده است:
ینادیهم یوم الغدیر نبیهم
بخم و اسمع بالنبی منادیا
فقال: «فمن مولاكم و نبیكم»
فقالوا: و لم یبدوا هناك تعامیا
«الهك مولانا و انت نبینا
و لم تلق منا فی الولایة عاصیا
فقال له: «قم یا علی فاننی
رضیتك من بعدی اماما و هادیا
فمن كنت مولاه فهذا ولیه
فكونوا له اتباع صدق موالیا»
هناك دعا: اللهم وال ولیه
و كن للذی عادی علیا معادیا
پیامبر مسلمانان روز غدیر با صدای بلند ایشان را مخاطب ساخت
ندای پیغمبر را باید با گوش جان شنید
پس گفت: مولی و پیامبر شما كیست؟
آنان گفتند و ابهامی در سخن ظاهر ننمودند:
خدای تو مولای ماست و تو پیامبر مایی
و هیچ یك از ما را در ولایت خود نافرمان نخواهی دید
پس بدو گفت: برخیز ای علی كه من
بعد از خود ترا به راهنمایی و امامت پسندیدم (برگزیدم)
هر كه را من مولی و سرورم این علی نیز ولی او است
باید كه همه پیرو راستین و دوستدار و طرفدار او باشید
در آن جا دعا كرد و گفت: خدایا طرفدار یاران علی باش
و هر كس با علی دشمنی كند تو دشمن او باش
(فیض القدیر، 6/217؛ كنزالعمال، 8/60؛ الریاض النضرة، 2/170، 217؛ المسند، احمد بن حنبل، 4/281؛ ذخائر العقبی، طبری، 68؛ تاریخ بغداد، خطیب بغدادی، 8/290؛ اعیان الشیعه، 1/290 به بعد؛ الغدیر، 2/43 به روایت از مرزبانی و ابن مردویه اصفهانی و ابونعیم اصفهانی و جلال الدین سیوطی و هشت محدث دیگر سنی و بیست و شش محدث شیعی).

دلایل اهمیت حدیث:
بعضی دلائل اهمیت حدیث غدیر به شرح ذیل است:
1) هیچ یك از احادیث نبوی در صحت و تواتر به پایه حدیث غدیر نمی رسد. سخنان رسول الله (ص) و بیعت مسلمانان با علی در بزرگترین اجتماع اسلامی كه تا آن روز نظیر نداشت و در محضر بزرگان صحابه برگذار گردید. امیرالمؤمنین (ع) در دوران خلافت واقعه غدیر را مكررا در محاجه با مخالفان و یاغیان در محضر مسلمانان یادآوری كرد و هر بار جمعی از صحابه كه در غدیر حضور داشتند برخاستند و شهادت دادند (المستدرك علی الصحیحین، حاكم نیشابوری، 3/371؛ مسند، ابن حنبل، 1/118، 5/366؛ خصائص امیرالمؤمنین (ع) ، نسائی، 93؛ البدایة و النهایة، ابن كثیر شامی، 5/208) ؛

2) حدیث غدیر بزرگترین حجت و مستند شیعه امامیه بر ولایت مطلقه علی (ع) است. به استناد همین حدیث است كه خلافت را موهبتی الهی می دانند نه مقامی كه مردم انتخاب كنند؛

3) به شهادت دو آیه سوره مائده كه گذشت تشكیل كنگره اسلامی غدیر بزرگترین و مهمترین و حساس ترین قسمت از وظائف رسالت پیامبر (ص) بود. به دستور او همه مسلمانان كه توانایی سفر داشتند در حجة الوداع همراه شده بودند و معلوم بود برنامه مهمی در پیش است كه باید در آن كنگره اجرا شود. زمان و مكان آن نیز بهترین و مناسبترین بود چون بعد از حج همه از جحفه می گذشتند و با اشاراتی كه پیغمبر فرموده بود برای بیشتر آنان آخرین فرصتی بود كه سعادت دیدار رسول الله (ص) دست می داد. نزول وحی در آن محل و وصیت رسول الله (ص) در آخر خطبه كه باید این پیام را حاضران به غایبان و نسلها به یكدیگر ابلاغ نمایند همه شاهد اهمیت فوق العاده حدیث غدیر است؛

4) اسناد حدیث غدیر نیز بر سایر احادیث نبوی برتری و امتیاز دارد. بیش از صد و ده تن از اصحاب پیغمبر و هشتاد و چهار تن از تابعین و سیصد و شصت تن از ثقات محدثین آن را روایت كرده اند (الغدیر، 1/14). راویان مشهور غدیر از صحابه: امیرالمؤمنین علی، فاطمه زهرا، حسن بن علی، حسین بن علی، عباس بن عبدالمطلب، عبدالله بن عباس، عایشه و ام سلمه همسران پیغمبر، اسماء بنت عمیس همسر ابوبكر و سپس علی، ابوبكر، عمر، عثمان، طلحه، زبیر، سعد بن ابی وقاص، عبدالرحمن بن عوف (عشرة مبشرة) ابوهریره، اسامة بن زید، ابی بن كعب، جابر بن عبدالله، ابوذر غفاری، سلمان فارسی، خالد بن الولید، عمار بن یاسر و عمر بن العاص… بودند.

نام تمامی ایشان و نام تابعین و راویانی كه حدیث غدیر را روایت كرده اند با ترجمه احوال و روایات ایشان در دو مجلد كتاب عبقات الانوار، تألیف محققانه میر حامد حسین لكنهویی نیشابوری در 1008 صفحه همراه با صد و پنجاه تن از محدثین و علمای مشهور كه این حدیث را روایت كرده اند مسطور است. منهج اول و منهج دوم این اثر بی نظیر و مجلدات دوازده گانه منهج دوم كه در شرح حدیث غدیر و یازده حدیث متواتر دیگر شیعه تألیف شده است اثر بی نظیری است كه اهمیت حدیث غدیر را نشان می دهد (الذریعة الی تصانیف الشیعة، آقا بزرگ تهرانی، 15/214) ؛

5) علاوه بر علمای شیعی كه از عهد شیخ صدوق و شیخ مفید و شیخ طوسی گرفته تا زمان حاضر كتب بسیار در اثبات صحت و تواتر سند و وضوح دلالت آن بر ولایت و خلافت علی تألیف كرده اند بسیاری از علمای اهل سنت نیز كتب و رسالات ویژه ای به مسأله ولایت و حدیث غدیر اختصاص داده اند كه امینی در الغدیر از بیست و شش تن ایشان نام برده است (1/152) مشهورترین ایشان عبارتند از:
ابوجعفر محمد بن جریر بن یزید طبری (م 310 ق) مفسر و مورخ مشهور كه كتاب الولایه فی طریق حدیث الغدیر را در دو مجلد تألیف و طرق و الفاظ این حدیث را جمع آورده است (ابن كثیر شامی، البدایة و النهایة، 5/208؛ شیخ ابوجعفر طوسی در الفهرست به نقل الغدیر، 1/153).

ابن عقده احمد بن سعید همدانی (م 333 ق) كتاب الولایة فی طریق حدیث الغدیر را تألیف و حدیث غدیر را از صد و پنج طریق روایت كرده است.

ابن اثیر در الاصابة فی تمییز الصحابه و ابن حجر عسقلانی در تهذیب التهذیب از آن بسیار نقل كرده اند.
در تهذیب التهذیب (7/337) آمده است كه ابن عقده حدیث غدیر را از هفتاد صحابی روایت كرده و آن را صحیح می داند.

ابوبكر جغانی (م 355 ق) كتاب من روی حدیث غدیر خم را تألیف كرده است. (مناقب، ابن شهر آشوب، 1/529) وی حدیث غدیر را از 125 طریق روایت كرده است.

ابوطالب عبیدالله بن احمد انباری واسطی (م 356 ق) كتاب طریق حدیث الغدیر را تألیف كرده است (رجال نجاشی، 368 به روایت الغدیر، 1/154) ؛

ابوالفضل محمد بن عبدالله شیبانی (م 372 ق) كتاب من روی حدیث غدیر خم را تألیف كرده است (همان مآخذ) ؛

حافظ گنجی در كتاب كفایة الطالب (15) آورده است كه علی بن عمر دارقطنی بغدادی (م 385 ق) حدیث غدیر را در جزوه ای جمع آورده است.

به روایت شیخ سلیمان حنفی در كتاب ینابیع المودة، امام الحرمین ابوالمعالی جوینی استاد غزالی گفته است: در بغداد بیست و هشتمین جلد كتابی را در دست صحافی دیدم كه روایات حدیث غدیر را در لفظ من كنت مولاه فعلی مولاه جمع آورده و در انتهای آن نوشته شده بود: بقیه در جزء بیست و نهم خواهد آمد.

علوی الهدار الحداد در كتاب القول الفصل (1/445 به روایت الغدیر، 1/158) آورده است كه حافظ ابوالعلاء عطار همدانی گفت: حدیث غدیر را به دویست و پنجاه طریق روایت می كنم.

عید غدیر خم:
تعظیم روز غدیر و برگزاری مراسم عید در آن از دیر باز شعار تشیع است. به علاوه چون به موجب بعض احادیث (زادالمعاد مجلسی، حدیث مقلی بن خنیس) روز غدیر مصادف با نوروز بوده شیعیان افغانستان و هند و پاكستان روز اول فروردین را به احترام روز غدیر عید می گیرند (یادداشتهای مأموریت نویسنده در هند و پاكستان) در مصر خلفای فاطمی عید غدیر را رسمیت دادند (المعز لدین الله، حسن ابراهیم و طه شرف، 285) ، در ایران نیز از سال 907 ق كه شاه اسماعیل صفوی به سلطنت رسید و مذهب تشیع را رسمیت و رواج داد تا امروز عید غدیر از اعیاد رسمی كشوری است.

در نجف هر سال در این روز مراسم باشكوهی در صحن علوی منعقد می شود و رجال و علمای شیعه و سفرای بلاد اسلامی در آن حضور یافته خطابه ها و قصاید غدیریه القاء می شود (یادداشتهای مأموریت نویسنده در عراق) در احساء و قطیف كه موطن شیعیان اثنی عشری است و در یمن كه شیعیان زیدی به سر می برند نیز روز غدیر با جشن و چراغانی برگذار می شود و در مجامع مذهبی حدیث غدیر روایت می گردد؛

ادبیات غدیر و غدیریه ها:
واقعه غدیر خم علاوه بر آن كه سرفصل كتب تفسیر و حدیث و كلام و فقه و تاریخ شیعه است در ادبیات و هنر و عادات و آداب اجتماعی و سنن ملی شیعه نیز تأثیر سازنده داشته است و مخصوصا در شعر عربی و بعد فارسی جای ممتازی دارد. علاوه بر حسان بن ثابت كه نخستین شاعر غدیریه سرا بود سایر صحابه مانند امیرالمؤمنین علی (ع)، عمرو بن العاص و قیس بن سعد بن عباده این حدیث را در اشعار خود جاویدان ساختند.

بعد از ایشان فحول شعرای عرب مانند كمیت بن زید اسدی، سید اسماعیل حمیری، ابوتمام، دعبل خزاعی، شریف رضی، شریف مرتضی، مهیار دیلمی، صاحب بن عباد، ابوفراس، حسین بن حجاج، كشاجم، ابن منیر طرابلسی، و صفی الدین حلی… غدیریه های پرمغز و عالی سرودند و این هنر را در ادب عرب و بین شیعیان رایج ساختند. نمونه اشعار ایشان در كتاب اعیان الشیعة و الغدیر به چاپ رسیده است. شرح احوال شاعران شیعی عرب در كتاب اخبار شعراء الشیعة تألیف ابوعبدالله مرزبانی و ادب الطف تألیف سید جواد شبر و سایر تراجم شعراء و تواریخ ادب عرب مسطور است.

در زبان فارسی قدیمی ترین غدیریه از منوچهری دامغانی (م 432 ق) در دست است. از آن پس شاعران شیعی در ایران و سایر بلاد آسیا به غدیریه سازی پرداختند و از عهد صفویه رسم شد كه در مجالس رسمی عید غدیر قصائد غدیریه خوانده شود.

از مشاهیر شاعران پارسی غدیر باید از ناصر خسرو قبادیانی، سنائی غزنوی، ابن یمین فریومدی، وحشی بافقی، قأآنی شیرازی، شمس الشعراء سروش، ملك الشعراء صبوری، غالب دهلوی، ادیب الممالك فراهانی، شیخ الرئیس حیرت و ملك الشعراء بهار… نام برد (یادنامه علامه امینی، 1/414 تا 430 مقاله دكتر سجادی، تهران 1352 ش) به علاوه مثنویها و حماسه های بسیار در اطراف حدیث غدیر سروده شده و موضوع را از جنبه های مختلف مورد بحث قرار داده اند.

مشهورترین مثنویهای عرفانی كه به نام ولایت نامه معروف است، اثر طبع هاشم ذهبی، محمد هاشم درویش زنجانی، صدر كاشف دزفولی، ضمیر حلوایی، عبدالواحد ناظم، فارغ گیلانی، آخوند ملا سلطان علی گنابادی و سلیم تونی است. (الذریعة، 25/144 و 145).

ایرادات بر حدیث غدیر و پاسخ آنها:
غالب علمای اهل سنت مانند شیعیان در صحت حدیث غدیر تردید نمی كنند. نام چهل تن از ایشان را امینی در الغدیر (1/294) با اقوال و ترجمه احوالشان ثبت كرده است. ولی به دلایلی كه در كتب خود آورده و بیشتر آنها تقلیدی است این حدیث را برای اثبات ولایت مطلقه و خلافت بلافصل كافی نمی دانند برای روشن شدن موارد اختلاف توضیحات ذیل نوشته می شود:

1) از قرن پنجم هجری كه تعصبات وصف آرائی های مذهبی شدت یافت بعضی مانند ابن حزم اندلسی (م 438 ق) و بعد از او ابن تیمیه (م 622 ق) به دلیل آنكه حدیث غدیر در صحیح بخاری و صحیح مسلم مذكور نیست و از طرق اهل سنت روایت نشده و جز در مسند ابن حنبل در سایر صحاح نیامده است آن را ضعیف شمردند. ملا سعد تفتازانی و قاضی عضد ایجی و ملا علی قوشچی و میر سید شریف جرجانی و نظایر ایشان نیز همین سخنان را تكرار و برای نظر خود شاهد آوردند كه ابوداوود و ابوحاتم سجستانی نیز صحت این حدیث را مورد طعن قرار داده اند. شیعیان در پاسخ ایشان می گویند:
اولا) احادیث صحیح به مندرجات دو كتاب بخاری و مسلم منحصر نیست. به همین سبب حاكم نیشابوری (م 405 ق) كتاب المستدرك علی الصحیحین را نوشته بود تا احادیث صحیح از قلم افتاده را در آن جمع كند و حدیث غدیر از آن جمله است؛

ثانیا) حدیث غدیر در صحیح ترمذی و سنن ابن ماجه و سنن دارقطنی و مسند ابن حنبل كه هر چهار از اصول موفق اهل سنت به شمار می رود مسطور است (فضائل الخمسه، 349) ؛

ثالثا) در طرق حدیث غدیر سی تن از مشایخ بخاری و مسلم (الغدیر، 1/320) مذكورند كه اگر در اعتبار ایشان شكی باشد اعتبار احادیث بخاری و مسلم نیز زیر سؤال می رود؛

رابعا) حدیث غدیر را صد و ده تن از صحابه و هشتاد و چهار تن از تابعین و سیصد و ده محدث روایت كرده اند. چنین حدیث متواتری را ضعیف چگونه توان گفت؛

خامسا) حدیث من كنت مولاه فعلی مولاه كه در حدیث غدیر آمده در سایر احادیث صحیح نیز آمده است. مانند حدیث بریدة بن الحصیب و حدیث اعمش و حدیث ابن عباس (المستدرك علی الصحیحین، 3/110؛ فیض القدیر، 6/218؛ حلیة الاولیاء، 6/4 و 23؛ مسند، ابن حنبل، 5/358؛ كنز العمال، 6/152؛ ذخائر العقبی، 1، 86؛ مجمع الزوائد، 9/119) ؛

2) در دلالت حدیث غدیر بر ولایت و امارت علی بر همه مؤمنان و امامت و خلافت او همه علمای شیعی اتفاق نظر و اجماع دارند. شواهد بسیار از كلام فحول شعراء و لغویین عرب كه قولشان در عربیت حجت است ثابت می كند كه مولی به معنی «اولی به نفس» و ولی واجب الاطاعة است و چنانكه گذشت ابوبكر و عمر علی را «مولی كل مؤمن و مؤمنه» خواندند كه معلوم است به معنی ولی واجب الاطاعة است؛

3) در فرهنگهای عربی مولی به بیست و هفت معنی آمده است: پروردگار، انعام دهنده، انعام داده شده، آزاد كننده، آزاد شده، پسر، عمو، پسر عمو، خواهرزاده، شریك، بنده، مالك بنده، هم سوگند، یار، تابع، همسایه، مهمان، ولی، ناصر، داماد، عهده دار امر، سزاوارتر، خویشاوند، آقا، متولی، فقید و دوستدار. علمای اهل سنت به دلائلی كه در كتب حدیث و كلام ذكر كرده اند مولی را در حدیث غدیر دوستدار و یاور معنی می كنند. مولانا جلال الدین رومی حدیث غدیر را در مثنوی معنوی چنین ترجمه كرده است:
زین سبب پیغمبر با اجتهاد
نام خود وان علی مولی نهاد
گفت هر كس را منم مولی و دوست
ابن عم من علی مولای اوست

و می گویند مولی به معنی اولی یا ولی نیست چون وزن مفعل در زبان عرب به معنی افعل یا فعیل نیامده است. بنابراین به این حدیث بر ولایت مطلقه و خلافت علی نمی شود استناد كرد. شیعیان این استدلال را نادرست می دانند و شواهد بسیار اقامه می كنند كه مفعل به معنی افعل و فعیل هر دو آمده است (فضائل الخمسة، 1/391 به بعد؛ الغدیر، 1/344 به بعد). به علاوه یاری كردن و دوست داشتن پیغمبر به حكم قرآن بر هر مسلمان واجب است. توصیه یاری كردن و محبت علی هم مسأله چنان مهمی نبود كه به خاطر آن كنگره اسلامی تشكیل شود این امر در ده ها حدیث دیگر ابلاغ شده بود و تشریفات و بیعت كردن و تاج پوشی لازم نداشت؛

4) احمد بن حنبل و سایر ائمه حدیث آورده اند كه چند تن از انصار از جمله ابو ایوب انصاری در رحبه (كوفه) نزد علی آمدند و هنگام سخن گفتن او را مولی خطاب كردند. علی فرمود چرا به من مولی می گویید شما عربید و من مولای شما چگونه توانم بود؟ گفتند: ما در روز غدیر خم حضور داشتیم و شنیدیم كه رسول الله ترا مولای ما خواند از این رو بر خود لازم می بینیم ترا مولی خطاب كنیم (الغدیر، 1/187). این حدیث دلیل است بر آنكه معنی مولی در حدیث غدیر بالاتر از دوست و یاور و به معنی ولی امر است؛

5) بعض علمای اهل سنت آورده اند كه حدیث «من كنت مولاه فعلی مولاه» را رسول الله (ص) به اسامة بن زید فرمود. او ضمن گفتگو با علی گفت: مولای من رسول الله است. تو كه مرا آزاد نكرده ای. پیغمبر به اسامه فرمود: هر كرا من آزاد كننده ام علی آزاد كننده اوست. بعضی هم گویند مخاطب این حدیث در روز غدیر زید بن حارثه پدر اسامه بوده است. شیعیان این قول را به هر دو احتمال باطل می دانند زیرا اسامة بن زید آزاد كرده پیغمبر نبود بلكه پدرش را رسول الله (ص) آزاد كرده بود و او آزاد به دنیا آمد. در مورد زید بن حارثه نیز این سخن صادق نیست چون او در جمادی الاولی سال هفتم در جنگ موته شهید شده بود و طبعا نمی توانست در روز غدیر حضور داشته باشد. مأمون عباسی با همین استدلال چهل تن از محدثین اهل سنت را مجاب نمود (اعیان الشیعة، 1/363) ؛

6) ابن كثیر شامی در تاریخ دمشق (به روایت اعیان الشیعة) آورده است كه اجتماع غدیر خم و حدیث غدیر در شأن علی بدان سبب بود كه پس از بازگشت وی از فتح یمن چند تن از ناراضیان نسبت خشونت و عدم رعایت عدالت در تقسیم غنایم به او دادند، آن حضرت برای اثبات برائت ساحت علی و رفع شبهه، اجتماع غدیر را ترتیب داد و آن سخنان را در فضائل علی بیان نمود. علمای شیعی این قصه را نیز نامناسب و بی دلیل می دانند زیرا به اتفاق مورخین شكایت ناراضیان و پاسخ قاطع رسول الله در مكه در حضور حاجیان بود و حدیث غدیر مربوط به روز هجدهم ذیحجه بعد از خروج از مكه و بعد از مناسك حج است. با توجه به این كه سبب خاصی پیش نیامد كه در فاصله چند روز شاكیان تجدید شكایت كنند و لازم باشد رسول الله (ص) چنان كنگره عظیمی را برای پاسخگویی ترتیب دهد.

منبع: tebyan.net


لینک کوتاه: http://imamalimoske.dk/fa/DwKOS

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

زبان
دانمارکی
عربی